یخ فروش جهنم Selling ice hell

در جهنم نیز از خدا نامید نباش چون مهربانترین مهربانهاست.

در زمان نوشتن این متن ها برخی توی نت مزاحمم شدن. اگر اشتباهی در کلمات بود ببخشید.

فرنوش جان alone しѺ√乇باید زودتر از اینها برای تو عزیزم مینوشتم . چون دختر با محبتی هستی به بزرگواری خودت ببخش.البته دو تا از متن ها مربوط به خود فرنوش و بیتا خانم هست که به بنده لطف دارندو چون زیبا بود انتخاب کردم برای استفاده همه.لازم به توضیح هست که به خاطر درخواست فرنوش جان عاشقانه نوشتم.در ضمن نفرات بعدی را هم انتخاب کردم که به خودشان خبر خواهم داد تا در سال جدید هر بار با مطالب تازه بیام هر ماه دوبار به روز میشم وجالبه نظرات خصوصیم بیشتر از عمومی شده.باشه تصویر خودم را هم نشان خواهم داد اما رمزدار برای کسانی که درخواست کردن. از بچه های هم که شبها میان چت عذر میخواهم یه مدت به دلیل سفرم و بعد به خاطر درسم نمیام .

عاشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی

و با افتخار می گویی ،
که عشق برایت این چنین است !

و من می خندم ...
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند!

به تو که فکر می کنم
بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم !!!
درد دارد !
وقــتـی می رود ..
و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ...

و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی
که هــرشـب
بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد !!

دوستت دارم هایت را باور می کنم
درست مثل
امضای آخر نامه هایت
که می گویی خون است..

اما طعم آب انار می دهد!

چه قدر سخته منطقی فکر کنی...وقتی احساساتت داره خفت میکنه...!
چه قدر بده ترس از دست دادن!

 

قلبم را گچ گرفتم

تا برای یادگاری هم که شده

اسمت را روی آن بنویسی...

مــن زانــو هـایـم را بــه آغـوش کــشیده بـــودم...
وقتــی تــو بــرای آغــوش دیـگری...
زانــو زده بـودی ...

 

همـــه میتــونــن اسمـــت رو صـــدا کنن،

امـــا …

کـم هستــن کســایــی کــه وقتــی اسمــت رو میـــگن لـــذت میبـــری

و بــا تمـــام وجــود در جـــوابشــون دوســـت داری بــگــــی

جـــــــــــــــــانـــم ...
بــــــه درد هــــــم اگر خوردیم قشنگ اســــــــت

بـــــه شانــــه یــــار هــــم بــــودیـــم قشنگ است

در ایــــن دنــــــیا کــه پایانش مـــــــــــرگ اســـــــــت
بـــــرای هــــــم اگــــــــر مـــــــردیـــــــم قشنگ اســـت
 (این هم از حل فرمول ریاضی)

ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٦ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

السلام علیکِ یا زوجة ولى الله، السلام علیکِ یا زوجة امیر المؤمنین، السلام علیکِ یا ام البنین، السلام علیکِ یا ام العباس ابن امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام، رضى الله تعالى عنک وجعل منزلکِ وماواکِ الجنه ورحمة الله وبرکاته ...

روز تشیع تو ای بانوی دین              ریخت اشک چشم زین العابدین

حیف آنجا خانه یاست نبود               روز تشیع تو عباست نبود

در عزای چهار فرزند شهید               عاقبت چون فاطمه قدت خمید

تو نبودی در کنار علقمه                     جای تو صاحب عزا شد فاطمه

لاله ی خونین نثار یاس کرد                گریه بر بی دستی عباس کرد

زائر کرب و بلا هستم و محتاج دعا   ز ره لطف بدیهای مرا عفو نما

گر حلالم کنی از ره لطف امروز       میکنم یاد تو را پیش شه و هم سقا

نمی دانم چی شد که آقا مرا به پابوس طلبید اون هم با این همه مشغله اما فقط بگم که دلم در عزای مادرش شکست و یه لحظه گفتم خانم دیدی پسرت ما را نطلبید و این شد که بلافاصله جور شد برای اولین بار برم. اولین روز حضورم در عراق مصادف خواهدبود با ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها). در این سفر کاملا تنهام و غریب اما خدا را شکر چون فکر میکنم اینطوری بهتره .همه شما عزیزان را دعا میکنم و به یاد شما هستم . امیدوارم حلالم کنید. التماس دعا

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٤ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ توسط جواد نظرات () |

دلم برایت تنگ نشده ... اصلا
دوست ندارم ببینمت ... هیچ وقت
خاطراتمان تکرار نمی شود دیگر ... هرگز
.
.
.

اما با تمام وجود دوستت دارم ... همیشه!

نه حرفی برای گفتن ...
نه امیدی برای ماندن ...
نه پایی برای رفتن ...
نه تمایلی برای دوباره ساختن ...
تو از اول هم هیچ نداشتی!

گیرم که تو عاقل ... زخم خورده ... بزرگ و پشت دست داغ کرده ...
با کودک درونت چه میکنی که حریص یک لبخند بی ریاست؟



بیا و همین یک بار ...
با تمام زنانه گیت مردانگی کن ...!
بگو میمانم و پای حرفت ...
حرف که نه!
"خودت" برای همیشه بمان …

 

هر شب، ساعت ۱۰، به وقت "کم محلی"
در ایستگاه نگاهت منتظر می نشیند
دلم
تا آخرین قطار بی مهری
با انبوه مسافرانت
جا نداشته باشد برای احساس
و با سوتی کر کننده
نظاره کند
رفتن و رفتن عشق در تونل تاریک زندگی را

و خودش را قدم بزند
و برگردد به خانه ی تنهاییش
مرور کند تمام این قرار عاشقانه را
و مشتاقانه به انتظار بشیند

فردا ساعت ۱۰ به وقت "کم محلی" ...

 

 

دیگـــر قاصـــدکـ ها...
به دستـ ما نمیرســـند....
چون شرمـ دارند....
پیغــامـ چند نــفر را..
به یکـ مقصد ببرند!!

 تنهایی را دوست دارم زیرا دروغی در آن نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست...
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم..
تنهایی را دوست دارم زیرا دلهای شکسته همیشه تنهایند..

 

فهمیده‌ام ...
که خیلی وقت‌ها....
گناه نکردن...
نتیجه‌ ی فراهم نبودن "موقعیت" است؛ ....
توهم" تقوا "برم ندارد...!


مــن
به عکس ِ تــو دَسـتـــــ میــکـشمـ . . .
تـــو
بـه عـکس ِ مَــــــــن . . .
دَســتــــ مـیـکـشــــــــی اَز مَــن

داستان زندگیم را برای آسمان تعریف کردم ...
بغض کرد...!
فردا چه بارانی بیاید ...

هیــس !
کــــمی آرامــــتـــر تنـــــها شــــو
بی صـــــدا تــــر بـــشــــکــــن
آهــــســــتــــه تـــر سراغـــــش را بگـــــیـــــر
مـــمــــکــن است بــــیـــدار شــــود
وجــــــــدان نــــــداشتــــــه اش !

میدانی
دلتنگی و تنهایی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند …

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱۸ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

 زن گوهر ارزشمند خلقت و نمایه جمال و زیبایی خالق هستی است.قلب

در این مطلب تلنگری زدم بر مردان جامعه امروزی خودم و در انتها نوشتم از درد دل یک دختر ایرانی(چون برخی تصاویر متحرک هست کمی صبر کنید)عینک

 

 بیایید مردانه " زنها " را گرامی بداریم...!

این بار اگر زن ِ زیبارویی را دیدیم
هوس را زنده به گور کنیم......

و خدا را شکر کنیم برای خلق این زیبایی
زیر ِ باران،اگر دختری را سوار کردیم

... ... ... به جای شماره به او امنیت بدهیم....!

او را به مقصد مورد نظرش برسانیم
نه به مقصد مورد نظرمان!

 هنگام ورود به هر جایی
با لبخند بگوییم ، اول شما....!
در تاکسی خودمان را به در بچسبانیم نه به او... !
در مترو جای خود را به زنی بدهیم که ایستاده

بیایید فارغ از جنسیت
کمی واقعا مرد باشیم ....!

و نه از مردی فقط کُــتـَش و سیبیلش را داشته باشیم.......!

تنها قلم است که درون ما را به تصویر میکشد...

 

زن ها گاهی اوقات چیزی نمیگویند 
چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود 
با نگاهشان حرف میزنند... 
به اندازه یک دنیا حرف میزنند 
هرگز نباید از چشمان هیچ زنی ساده گذشت...!!

 

بانو ... مرد نبوده ای تا بدانی سرت بر روی بازوانم ... امنیت تو نیست ... آرامش من است ... 
 کاش می توانستم راحت حرف بزنم ... 
چیزی بگویم از دلتنگی ... 
میان آدم های دلتنگی که در این اتاق مجازی جمع شدند ... 
فقط می گویم منم مثل تو دلتنگم 
 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٧ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

عمیق ترین درد زندگی
دل بستن
به کسی است
که بدانی
به تو تعلق ندارد.....!

پیدا کردنت...
مشکل میشود...!
وقتی میدانم...دیر زمانیست...
همرنگ جماعت شده ای...

دلتنگ یعنی
روبروی دریا ایستاده باشی و
خاطره ی یک خیابان خفه ات کند

 هی غریبه!
روی کسی دست گذاشتی
که همه دنیامه
بی وجدان
اینقدر راحت به او نگو
عــــزیــــزم...!!!

میخواهم امشب طعم شیرین خواب را از چشمهایت بگیرم
میخواهم فقط برای تو چشمهایم را
نذر باران کنم....

آنهایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند ....!

با زندگی قهر نکن! دنیا منت هیچ کس را نمی کشد...

زبان مشترکی داریم
با این همه
یکدیگر را نمی فهمیم

ما
باید
مثل غارنشین ها
تنها به علامت دست های مان
اکتفا می کردیم
آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی
میانمان جدایی نمی انداخت

 یکبار هم وقتی منتظرت نیستم .... به سراغم بیا..... بگذار خیالم غافلگیر شود ....

آنقدر خوب هستم،که ببخشمت... اما.. آنقدر احمق نیستم،که دوباره به تو اعتماد کنم...!!

حوصله خواندن ندارم
حوصله نوشتن هم ندارم
این همه دلتنگی نه با خواندن کم میشود نه با نوشتن
دلم آغوش گرم میخواهد!

ببخشد این مطلبم ادامه نداره چون وقت نداشتم .

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

چون تصاویر متحرک هست در این وبلاگ کمی صبر کنید. باتشکر

سلامی از دلی تنها
دلی آکنده از غمها
گهی بی بار
گهی بی یار
گهی از زندگی بیزار
گهی خندان
گهی گریان
گهی رنجیده از یاران
سلام ای بهتر از باران

 

 

زخمی بر پهلوی منست
روزگار نمک میپاشد ومن پیچ وتاب میخورم و همه میگویند
چه خوب می رقصی

آدمـ هـا کـه " عــوض " می شـونـد ...
از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان
مـی شود ایـن را فـهمیـد !
از "بوسه هایشان "
از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا "
از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه
بیـن ِ تــو و خـودشان می کـنـند
و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند ...!

دلم
پُر است
پُر پُر پُر

آنقدر که گاهی
اضافه اش از چشمانم میچکد

نذر کــَـــردم

سفره ای پهــن کـُنم

از حــَـــ ـــ ـرف های نگفتــه ی دلم ..

....اگـــــ ـــ ــر برگـــَـــردی

در چشمانم تنهایی ام را پنهان می کنم
در دلم ، دلتنگی ام را
در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را
در لبخندم ، غصه هایم را


وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!
 تمام سپاس من ؛
از کسی است که به من نیاز ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﺍﻣﺎ .... ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﻧﮑﺮﺩ ... !

خیلی ها فکر میکنند عشق سه حرفه ….ولی آنها در اشتباهند عشق همش حرفه….

این روزها
حتی اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است :
“آخی” !!!!

مردان هم قلب دارن
فقط صدایشان، یواش تر از صدای قلب یک زن است!
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!
هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم
… تا مبادا…لرزش دست هایم را ببینی !
مرد که باشی … دوست داری … از نگاه یک زن مرد باشی ..!
نه بخاطر زورِ بازوها




ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٥ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

وقتی یه آدم میگه
هیچکس منو دوست نداره ،

منظورش از هیچکس
یک نفر بیشتر نیست . . .

همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !

 

چه تـــلـــخ است
با بــــغـــض بنویسی
با خــنـــــده بخوانند

حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است

آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند…
 


 

این روزها کسی از ثابتش استفاده نمیکند ..!

همه اعتباری می خواهند و قابل تعویض!

همراه را عرض میکنم ...
 

همه چیز " زیادش " دل را می زند
زیاد دوستت داشتم ! بَــعد از تـــو جـــَواب هـَمــه دوســـتت دارَم هــــا

مــِـــرســـے شُـــد ...

یــــاد بِگیــر!

اگـــه کســـی بِهـــت گفـــت دوسِـتـــــــ دارَم

لـُــزومـــا بـه ایــن مَعنــی نیستـــ کــه کَــس دیگـــه ای را دوسـتـــ نـَــدارد ...

 



 مــن، از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم ...
و از تمــــام زمیــــن، یک خیابان را ...
و از تمــــام تـــــو، یک دست
که قفــــل شده در دست مـــــن ...

از تنها بودنم راضی نیستم. اما...
خوشحالم که با خیلی ها نیستم!!!

 

زخمی به دلم مانده …
دلت را قرض میدهی؟

 

امشبم را مرحم باشد



 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

چون تصاویر متحرک هست کمی صبر کنید لطفاقلب

گاه این نازک دلم ، یاد رویت میکند
گاه با دیدار گل ، یاد بویت میکند
گاه با دلواپسی ، کنار پنجره
از هزاران قاصدک ، پرس و جویت میکند

گفتند
بـــــاد آورده را
بـــاد مـــی بـــرد،
امــــا
تـــو کـــه
بـــا پــای خـــودت آمــده بــودی ..

هر چند نمی‌دانم خواب‌هایت را با که شریک می‌شوی اما هنوز ، شریک تمام بی‌خوابی‌های من، تویی ...

گوشهایم را می گیرم ...
چشم هایم را می بندم ...
و زبانم را گاز می گیرم ...
ولــــی ...
حـــریـــفِ افکارم نمی شوم ...
چقـــدر دردنــــاک است ...
فــهــمــیــدن !
 

هیچکس، بر نیمکت پارک به تنهایی نمی‌نشیند،

یا یار در بر است، یا یاد یار در سر...!
یه وقتایی لازمه یکی کنارت باشه

کاری نکنه‌ و حرفی نزنه ها

فقط باشه!


همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ،
وای از اون روزی که خودش بشه "درد" دلت . . .


همیشه سکوتم به معــــنای پیـــروزی تو نیست ...

گاهی سکــــوت میکنم که بفهمی چه بی صـــــدا باختـــی ...







ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٦ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

دستت که بلرزد اشتباه مینویسی
پایت که بلرزد اشتباه میروی
دلت که بلرزد ...
وامصیبتا ...

 

 

از مــــــــا کــــه گذشـــت !
ولـــی بــــه دیـــگری موقــتی بـــودنت را گوشـزد کن
تـــا از همان اول فکـــری بـــه حال جـــای خـــالیت کنـد...

بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی  ...
بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری  ...
گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار  ...
اما بیشتر وقتا سکوت ...
واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه ...

 

 

می خوام یه چیزی رو بهت بگم ...
دوستت دارم ، قدر یه دنیا ، عاشقتم ... کنارت به آرامش میرسم ...
هی وایسا ...!! کجا داری میری ؟ من حرفام هنوز تموم نشده ...!!!

رفت ....!
 

خاطره هایت هر چه شیرین تر باشند ،
بعد ها از تلخی گلویت را می سوزاند !

گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره تبدیل شود نمی‌فهمی ...


 خدا را دوســــــــت دارم !!!
حــــــافظ را هم !!!

ولی خــــــداحــــــــــافظ را نــــــــ ه .



 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۳ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

 چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تن هایی و بیکس و محتاج....!!!

مَـــن لُقمــه ی بــُـزرگتـــر از دهـــانَـتـــ بـــودَمــ
بـَــرای همیـــن
مـــَـــرا خُـــــرد مــی کـــردیــــ !

کاش اون لحظه ای که یکی ازت می پرسه " حالت چطوره ؟ "
و تو جواب میدی " خوبم! "
کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه :
" می دونم خوب نیستی ... "

و من هنوز عاشقم
آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و در آخر همه را فراموش کنم !!!

زنــگــ میزنم ریـجکتـ میکنــی
خــدا را شکـر !!
حداقــل میـدانم کـه انـگشتــ شســـتت سـالمـ هستـ.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۳٠ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

تقدیم به تنها عشق زندگیم تو دوران 19 سالگی که با دخالت دیگران خراب شد. عطیه چشمک

خدایا!
کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده ...
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ...دل شکسته


وقتی قبلا بهترین ها را در یک نفر دیــــده باشی ...

ســخت می توانی خوبــــی ها را در دیگری پیدا کنی!!قلب




ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٧ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

چشم چشم دو ابروچشمک
نگاه من به هر سوتعجب
پس چرا نیستی پیشم
نگاه خیس تو کو؟گریه
 گوش گوش دوتا گوش
دو دست باز به آغوشبغل
بیا بگیر قلبموقلب
یادم تو را فراموشمتفکر
 بقیه در ادامه مطلب . مطلب پایین فراموشت نشه

ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱۸ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |

         دلت با من نیست

 

حال و روز خوشی ندارم ، این روزها حس خوبی ندارم.

 

قلبم از احساسم شاکیست ، جان خودت بی خیال ،حوصله حرفهایت را ندارم.

 

حرفی نزن که بدجور دلم از تو گرفته ، دیگر بس است هر چه تا به حال اشک از چشمانم ریخته.

 

شاید تو لایق اشکهایم نیستی ، چشمانم از اشکهایم شاکیست ، تو برایم مثل قبل نیستی.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |
میخواید بدونید وقتی به دنیا اومدید ماه چه شکلی بوده؟

 
به این لینک برید و سن میلادیتون رو وارد کنید

 
با این لینک هم میتونید سنتون رو میلادی کنید 
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٦ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط جواد نظرات () |


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٠ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ توسط جواد نظرات () |

رخ نما بهر نگاهم که مرا طاقت تنهایی نیست

دل سپار بر دل عصیان که مرا طاقت رسوایی نیست

کنج میخانه شب و روزم شده نام تو باز

کن صدایم که در این میکده چو من شیدایی نیست

تار و پود دلم اینک شده غرق نیاز تو دوست

دست من گیر تو امروز که دگر فردایی نیست خیال باطل

یاد تو در دل من چو خون جاری گشت

همه اشکال فلک دیدم و چون تو مرا ماهی نیست

رخ نما بهر نگاهم که اینک محتاج نگهم

سجده بر نام تو دارم و دگر مرا امایی نیست

هر زمان نام تو خواندم دلم آرام گرفت

گرمتر از خانه پر مهر تو مرا جایی نیست

دل ما خانه عشق است تو بیا به مهمانی ما

باده ومی مهیاست ولی ساقی نیست

بیا تا باده بنوشیم و نشینیم بر مرکب عشقچشمک

ساقیا چو امشب گذرد دگر عمری باقی نیست

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ توسط جواد نظرات () |

ای مالک ! اگر شب هنگام ، کسی را در حال گناه دیدی ،فردا با آن چشم نگاهش مکن، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی . حضرت علی (ع) 

ترجیح می دهم در خیابان کفشهایم در پاهایم باشد و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفشهایم فکر کنم؟! دکتر شریعتی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۳ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط جواد نظرات () |
فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ