تقدیم به طلوع خانم گل http://www.vafa110.blogfa.com

این روزها ساکت که بمانی…
می رود به حساب جواب نداشتنت
عمرا اگر بفهمند داری جان میکنی
تا احترامشان را نگه داری …..

 

بانو !
آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا …
من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم …

 

 

 

خیلی وقت است که کــــات گفته ام . . .
ولی تو همچنان برایم بــــازی میکنی . . .

 

 

حالم از کلمه ی “عزیزم” و “عشقم” بهم می خوره…
من رو همون “ببین” صدا کن;
بی ریایی شرف دارد به ریا کاری . . .

 

 

 از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم
و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی
من بدهکارت می شوم . . .

نشسته ام…
_ کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی….
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم

 

 

چشم گذاشتم و تو رفتی ، اما تا همیشه شمردن شرط بازی نبود …

 

بی گناه پای چوبه ی دار میخندید… انگار نمیداتست دوره ی ضرب المثل ها تمام شده است….!!!

 

 ایرادی ندارد . . .
این شبها که من تو را آه میکشم،
تو در آغوش دیگری نفس عمیق بکش تا دیوانه ترش کنی…!

 

 

 

وقــتــی تــو حــرفــهــایــم را نــمــیــخــوانــی . . . چــه تــفــاوتــی دارد ؛
کـه حـــرف دلـــم را بـنـویـسـم یـا از بـــغـــل دســـتـــی ام کـپـی کـنـم !

 

انقد تو زندگیش سختی کشیده بود که دفعه اولی که باهاش قهر کردم اسمس داد :
از این بدترهاش سرم اومده...! ولی لذت ناز کردنو ازت نمی گیرم ، حاضر شو دارم میام دنبالت...

 

 دستانت رو دور گردنم حلقه کن

این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است ؛ باور کن . . .

 

کاش توی این جاده یه تابلو نصب میکردن واسه دلخوشیم
(تــــــــو) دو کیلومتر


 

عشق یعنی توی گوشیت یه سری اس ام اس هست که،
عمرا دلت بیاد پاکشون کنی

 

تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم !

 

 

 

دلم یــــک اتفاق می خواهد ؛ یک تلفن نا آشنا …

با بی میلی تمام جواب دهم و صـــــــــــدای تو …

 

 

 هـیـچ چـیـزی بـا چـشـمان بـسـتـه قـشـنـگ نـیـسـت جز " بـوسـه "

 

 

 

بچه که بودیم جاده ها خراب بود ؛
نیمکت مدرسه ها خراب بود ،
شیرای آب خراب بود !
زنگای در خونه ها خراب بود ....
ولی ....
آدما سالم بودن ... !!!

 

 

من "ندار"بودم عروسک قصه ام پرید...!

"دارا"که باشی "سارا" با پای خودش به سراغت می آید....

 

سوت پایان را بزن
من حریف هرزگی تو
و احمق بودن خودم نمی شوم . . .

 

دلم میگیرد...

وقتی میبینم او هست...

من هم هستم... 

اما"قسمت" نیست...

 

 

دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد که تا آخر عمر هم بدوی ..
.چیزهای جدیدی هست که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری ...
پس یک جاهایی در زندگی ترمز دستیت را بکش ، بایست و زندگی کن .../.

 



دوام نمی آورم سردی  زمستان  امسال را …
باید کوچ کنم به قشلاق آغوشت !!!

 

آدمـای دلتــــــــــنگ
وقتی خیلی بهشون خوش میگذره و میخندند
یهو سرشونو برمیگردونند اونوری
یکم ثابت میشن
یواش یواش چشاشــــــون پر از اشـــــــک میشه

  

 

بعضى هارو از دور که میبینى میدرخشند
جلو که میان…
میبینى درخشششون مال خورد شیشه هاشونه!

 

ساکت نیستم
لبهایم هم نسوخته است
تنها
تمام من
تاول زده
از آشی که نخورده ام…

 

روزگار عجیبیست…!!

این روزها انگار که

انسان ها به دست هم پیر میشوند…

نه به پای هم..!!

 

 تمام شهر خوابیده ، من از فکر تو بیدارم …

 

 

با زنت شوخی کن
سر به سرش بگذار
از غذایش بِچِش
از دستپختش تعریف کن
و بدان که اگر گاهی هم ظرف ها را تو بشوری آسمان خدا به زمین نمی آید!
می دانی؟

او همان دختر رویاهای دیروزت است ..
که این روز ها در ذهنت دختر قد بلند را به تصویر میکشیدی
که به آشپز خانهء زندگی امروزت آمده!

باور کن بدون او
اجاق خانه ات حسابی کور کور است

 

 

عشق یعنی وقتی حتی از دستش ناراحتی هم هواشو داشته باشی...

 

بعـضی وقتها اونقـدر دلتنگه کسی میشی که اگه بفهمه
خودش از نبودن خودش خجالت میکشه...

 



 

از کی شروع کردی به دوست نداشتنم
که الان هیچ دوستم نداری؟؟؟

 

 

اگر روزی رسیدی که من نبودم

تمام وصیتم به تو این است

" خوب بمان "

از آن خوب هایی که من عاشقش بودم .... !!


مادر "
مرا ببخش
درد بدنم بهانه بود !
.......
کسی رهایم کرده که صدای بلند گریه ام
...
اشک هایت را در آورد

 


وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

یه وقتی هم هست
که مــــزه‌ ی بودن یکی یه جوری رفته زیر دنـــدونت
که وقتی دوری ازش
همه‌چی می‌شه زهرمــــــــار .....!

 

 

اینای که از خیابون یه طرفه رد میشن ؛
هم چپ نگاه میکن هم راست ،
اینا همونایی هستن که هم از دشمن نارو خوردن !
هم دوست ... !!!

هرچند نمی دانم
روزی رویاهایت را با که شریک میشوی
اما هنوز..
شریک تمام بی خوابی های من تویی...

 

 




بـاز هـم مثـل همیـشه کـه تنهـــا میشـوم...

دیـوار اتـــاق پنــاهم میـدهـد ...

بـی پـناه کـه بـاشی قـدر دیـــوار را میــدانی!

 

 

دلــم را می پیچم لای پتـو
شاید ســرما نخورد
از بس که رفـتار این روزهـایت ســرد اسـت...!

 

روز هـــــــــــای تعطیل
سخت تـــــــــــر میگذرد،
زیرا که میدانم وقت داری
به من بیندیشی
ولی نمی اندیشی...!!

 

 

نه صدای تو می‌آید
نه صدای قلبم ؛
ما چه عاشقانه مُرده‌ایم !

/ 1051 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستي؟بيام....

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد چه حال خوشي داشت، چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟من همه اين ها را دوست دارم.

هستی ؟ بیام ...

روبروی آئینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته دلتنگ تنها تو با من چه کردی ؟

هستی ؟ بیام ...

آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز نفس میشکند هنوز شعله ورند نسیم مهربانی تو کی می وزد ؟

هستی ؟ بیام ...

سرنوشتم اگر اینست که می بینم حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟ آی خط خوردگی صفحه پیشانی من! این همه خط خطا را به که باید گفت . . . ؟

هستی ؟ بیام ...

مـن بـا هــر کتـاب مقـدسی استخـاره می کنـم می گـویـد : دوسـت داشتـن تو بی فــایــده است ...

مریم

هیــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه … دوســـتت داره .. مراقــــــبته …. و نگرانـــــــــتــه ! چـــون یــک روز … بیــدار میشـــی و میبینــی .. مـــــــــاه رو از دســــت دادی … وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی .. ! اپــــــــــــــــــــــــــم

هستی ؟ بیام ...

احبيني بلا عـقـد بدون هیچ ترسی من را دوست داشته باش وضيعي في خطوط يدي و در لابه لای خطهایی که در کف دستان من وجود دارد ناپدید شو احبيني لاِسبوع لِايام لِساعات من را برای یک هفته , برای چند روز و حتی برای یک ساعت دوست بدار فلست انا الذي يهتم بالابد زیرا من آن کسی نیستم که به ابدیت ایمان داشته باشم احبيني احبيني دوستم داشته باش , دوستم داشته باش تعالى واسقطي مطرا على عطشي وصحرائى بیا و همچون قطره های باران بر تشنگی و خشکی که درمن وجود دارد ببار وذوبي في فمي كالشمع وانعجبي باجزائي و همچون شمع دربین لبهایم بسوز و با روح من یکی شو احبيني احبيني دوستم داشته باش , دوستم داشته باش احبيني بطهري او بأخطائى من را همراه با پاکی و گناهی که دارم دوست داشته باش احبيني وغطيني ايا سقفا من الازهار دوستم داشته باش و با تن پوشی از گلها من را بپوشان يا غابات حنائى ای تویی که همچون جنگلی از مهربانی ومحبت هستی انا رجلا بلا قدرا من آن مردی می باشم که هیچ سرنوشتی ندارم فكوني انتي لي قدري تو سرنوشت و هدف من باش احبيني احبيني دوستم داشته باش , دوستم داشته باش احبيني ولا تـتـسائلي كيف بدون آنکه بپرسی چگونه و چطور, دوستم داشته باش ولا تـ

mina

matn hat kheyli jaleb bod vagan hamash ras bod harfe delamono zadi

mina

matn hat kheyli jaleb bod vagan hamash ras bod harfe delamono zadi