نمایش احساس 3 ( تقدیم به تمامی بانوان ایران زمین)

می‌گویند یک روزی هست .. 
که چرتکـه دست می‌گیرند و حساب و کتاب می‌کنند ... 
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن ‌چه کردی را بدهی!
 فقط نمی‌دانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد می‌خورد!؟!

زن ها هم خــدایند . . . زیبــا ، انتقــام جو و عـاشق پیشه . . . می آفریننــد و انتظار پرســتش دارند 

هراس ....
یعنی‌ ... من باشم
و ... تو باشی‌
و حرفی‌ برایِ گفتن .... نباشد
نه اینکه دردی نیست...
نه...
دیگر گلویی نمانده برای فریاد...

اینم درد دل یه دختر خانم:

 

سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

 

 در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی

 
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است .......

 

 


به چشمان یک زن بنگر!

تا شجاعت را بیاموزی

 وقتی نفس های کودکش را

 میشمارد و گرسنگی را فراموش میکند 

و با یک لبخند شاد کودکش

 دنیای غم هایش را به اسانی به شادی میفروشد و

 جان میدهد برای انکه با شیره جانش او را پروردیست

 

زن عشق می کارد و کینه درو می کند…
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر…
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ….
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی …
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی …
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی….
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ….
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ….
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد…
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!

 

و این رنج است

دکتر شریعتی


 

/ 331 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
salehe

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد

salehe

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد

salehe

عربیم خوب نیس ولی”أنت فی قلبی” انگلیسیم زیاد بلد نیستم ولی”I LOVE YOU‏”‏ بچه لاتم نیستم ولی”چاکرتیم” [قلب][قلب][قلب][قلب]

salehe

عربیم خوب نیس ولی”أنت فی قلبی” انگلیسیم زیاد بلد نیستم ولی”I LOVE YOU‏”‏ بچه لاتم نیستم ولی”چاکرتیم” [قلب][قلب][قلب][قلب]

نفس

قانون تو تنهایی من است/ و تنهایی من قانون عشق/ و عشق ارمغان دلدادگیست/ و این سرنوشت سادگیست.

aynaz

مرسي خيلي ممنون از وب قشنگت

f.s

وب خوبیدارین خوش حال میشم باهم تبادل لینک کنیم اگر خواستین من رو خبر کنید[دلقک][دلقک][دلقک][دلقک][دلقک]

مهتا

میخواستم یه پست رمز دارو باز کنم ............میتونی یا نه؟؟؟

مهتا

میخواستم یه پست رمز دارو باز کنم ............میتونی یا نه؟؟؟

مهتا

میخواستم یه پست رمز دارو باز کنم ............میتونی یا نه؟؟؟