دل زخم خورده از روزگار

دلم برایت تنگ نشده ... اصلا
دوست ندارم ببینمت ... هیچ وقت
خاطراتمان تکرار نمی شود دیگر ... هرگز
.
.
.

اما با تمام وجود دوستت دارم ... همیشه!

نه حرفی برای گفتن ...
نه امیدی برای ماندن ...
نه پایی برای رفتن ...
نه تمایلی برای دوباره ساختن ...
تو از اول هم هیچ نداشتی!

گیرم که تو عاقل ... زخم خورده ... بزرگ و پشت دست داغ کرده ...
با کودک درونت چه میکنی که حریص یک لبخند بی ریاست؟



بیا و همین یک بار ...
با تمام زنانه گیت مردانگی کن ...!
بگو میمانم و پای حرفت ...
حرف که نه!
"خودت" برای همیشه بمان …

 

هر شب، ساعت ۱۰، به وقت "کم محلی"
در ایستگاه نگاهت منتظر می نشیند
دلم
تا آخرین قطار بی مهری
با انبوه مسافرانت
جا نداشته باشد برای احساس
و با سوتی کر کننده
نظاره کند
رفتن و رفتن عشق در تونل تاریک زندگی را

و خودش را قدم بزند
و برگردد به خانه ی تنهاییش
مرور کند تمام این قرار عاشقانه را
و مشتاقانه به انتظار بشیند

فردا ساعت ۱۰ به وقت "کم محلی" ...

 

 

دیگـــر قاصـــدکـ ها...
به دستـ ما نمیرســـند....
چون شرمـ دارند....
پیغــامـ چند نــفر را..
به یکـ مقصد ببرند!!

 تنهایی را دوست دارم زیرا دروغی در آن نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست...
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم..
تنهایی را دوست دارم زیرا دلهای شکسته همیشه تنهایند..

 

فهمیده‌ام ...
که خیلی وقت‌ها....
گناه نکردن...
نتیجه‌ ی فراهم نبودن "موقعیت" است؛ ....
توهم" تقوا "برم ندارد...!


مــن
به عکس ِ تــو دَسـتـــــ میــکـشمـ . . .
تـــو
بـه عـکس ِ مَــــــــن . . .
دَســتــــ مـیـکـشــــــــی اَز مَــن

داستان زندگیم را برای آسمان تعریف کردم ...
بغض کرد...!
فردا چه بارانی بیاید ...

هیــس !
کــــمی آرامــــتـــر تنـــــها شــــو
بی صـــــدا تــــر بـــشــــکــــن
آهــــســــتــــه تـــر سراغـــــش را بگـــــیـــــر
مـــمــــکــن است بــــیـــدار شــــود
وجــــــــدان نــــــداشتــــــه اش !

میدانی
دلتنگی و تنهایی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند …

 

 

/ 291 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

تولدت پیشاپیش مبــــــــــــــــــــــــارک.پس عکستو یادت نره بـذاری

هانیه

سلام دوست من...ممنون از اینکه خبرم کردی... مثل همیشه جمله هایی که گذاشتی عالی بودن... نمیدونم بهت گفتم یا نه عکس هایی که میزاری واقعا قشنگن...ممنون...

somy

..............................................faghat sokoot

کوثر

دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند!؟ شیشه خرد می شود ولی از هم نمی پاشد!؟ این روزها همان شیشه ام؛ خرد و تکه تکه، از هم نمی پاشم ... ولی شکسته ام ...

فاطمه

بیا برویم روبروی باد شمال , آنسوی پرچین گریه ها سر پناهی خیس از مژه های ماه را بلدم که بیراه ی دریا نیست . دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام . بیا برویم . آنسوی هرچه حرف و حدیث امروز است همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست . می توانیم بدون تکلم خاطره ای حتی ،کامل شویم. می توانیم دمی در برابر جهان ، به یک واژه ساده قناعت کنیم. من حدس می زنم از آواز آن همه سال و ماه هنوز بیت ساده ای از غربت گریه را به یاد آورم . من خودم هستم . بی خود این آیینه را روبروی خاطره مگیر . هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است . تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم. [گل]

malihe

سلام.بَه بَه ببین اینجا چه خبره.......... تفلد تفلد ،تفلدت مبارک.مبارک مبارک تفلدت مبارک.بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی... هــــــــــــــــــــــی روزگار.پیر شدیا :d راستی من که نبودم عکسو ببینمببین 2 روز نبودیما سرمون کلاه رفت

محبوبه

سلام دوست عزیزم بخاطر سلیقه و احساس ریبا بهت تبریک میگم اگر آهنگ ملایمتری روی وبلاگت بزاری قشنگ تره خوشحال میشم به دلنوشته های من هم سر بزنی و نظر بزاری www.nagofteha2000.blogfa.com بازم ممنون

هانی

دلم تنگ است,بغض آلود,پر سوز.... دلم ای کاش میبارید یک روز....

ف

خدایا ازت دلگیرم ... دلم میخواد بیام داد بزنم بگم من گناهم چیه؟؟؟؟ بخدا مجازات کدوم گناه اینقد سخته؟؟؟.... من دلم میخواد بمیرم ...