تقدیم به عسل السادات گلم(وبلاگ دلم گرفته)

 لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد.....
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
یک نگاه حتی

حرامم باد !
اگر تو عاشق من نباشی...

کسی که توحرفاش زیاد میگه بیخیال
بیشتر از همه فکر و خیال داره
فقط دیگه حال و حوصله بحث و صحبت نداره !

آسوده باش دل من ،
دیگر تو را به کسی نخواهم داد …

 حال منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش
اشکهایت را با دست خودت پاک کن
همه رهگذرند ...

همه ی کارهایت را بخشیدم...
جز آن تردید آخر هنگام رفتنت
که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته !

درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !


استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !

پیدا کــــــــردن کسی که بهت بگه دوسـت دارم سخت نیست...
پیدا کــــــــردن کسی که،
واقعا بهت ثابت کنه دوست داره سختــه...!!

هرچند نمی دانم
روزی رویاهایت را با که شریک میشوی
اما هنوز..
شریک تمام بی خوابی های من تویی...

هر کسی برای خودش خیابانی دارد
کوچه ای
کافی شاپی
و شاید عطری
که بعد از سالها خاطراتش گلویش را چنگ میزند..

حجم خالی تو را حجم هیچکس پر نمیکند ، باز هم بگو دوستان به جای ما !

هــــــراس ....
یعنـی ...
مــن باشـم
تـــو باشـــی
ولی حرفی برای گفتن نباشد!!!!
و من چقدر پر از هراسم امروز....

 

چه اشتباه بزرگیستـــــ تلخ کردن لحظاتـــــ زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظاتــــــ زندگی اش را سپری می کند .

 دلم یک دنیا تنهایی میخواهد

با یه عالمه تو

و تمام گوشه کنارهای اغوشت

 

از اتـــاق خاطـــراتم بوی حـــلوا بلند شــده است
آرام فـــاتــحه ای بــخـــوان…
شـــاید خدا گذشـــته ام را بیــــامــــرزد

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!
مثل آتش زیر خاکستر می ماند...
حساب از دستم در رفته...
چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم...؟ 



 

در زندگی ما . . . آدمهای زیادی می آیند و می روند (!)
اما تعداد انگشت شماری . . . لیاقت ماندن در کنار ما را دارند . . . / .

چه فرقی میکند مهره سیاه باشم یا سفید
چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند

یه رابطه خــــوب . . . پیدا شدنی نیســت . . . ساخـتنیه (!)

 

خسته ام... از تـــــو نوشتن...!

کمی از خود می نویسم

این "منم" که،

دوستت دارم...!

یه مرد با چشم هایش عاشق می شود یه زن با گوش هایش ...
برای همینه که زن ها آرایش میکنن و مردها دروغ میگن

مدت هاست نه به آمدن کسی دلخوشم،
نـــه از رفــتــن کــســی دلــگــیــر!

بی کسی هم عالمی دارد...

نمی دانم
چرا
تا می گویم حالم خوب است
چشمانم
خیس می شوند ...

گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی…
در قلبم را…
لطفا نگوید کسی…
” دوستم داشته باش ”
این یک قلم جنس را نداریم…
تمام شد…
من تعطیلم..!

گاهی عمر تلف میشود ؛
به پای یک احساس ....
گاهی احساس تلف میشود ؛
به پای عمر !

و چه عذابی میکشد ،
کسی که هم عمرش تلف میشود ؛
هم احساسش ...

سلام مرا به غــرورت برسان...
و به او بگو بهای قامت بلندش...تنهاییست...!

 

هر وقت از دست کسی یا چیزی ناراحت شدی
فقط یه لحظه , یه لحظه
به نبودنش یا نداشتنش فکر کن.....!

آدم باید یک " تو " داشته باشه ؛
که هر وقت از همه چی خسته و نا امید بود ،
بهش بگه :
مهم اینه که تو هستی !
بی خیال دنیا ... !

وقتی‌ کسی‌ رو پیدا کردی ؛
که کنارش بدون هیچ دلیلی ،
فقط به خاطر اینکه کنارشی ! خوشحالی‌ ....
دیگه به درک که بقیه چی‌ میگن !
کنارش باش و از کنار هم بودن لذت ببر ... /.

نـه اینکــه زانــو زده بـاشـم ...

نـه !

فقط ""دلتنگــــی"" سنگین است

همیـــــــــــن !...

ذهنم فلج می شـــــود وقتی می خوانمت
و تو حتی نمیگویی
جـــــــــانم . . .

بزار یه دیـــــــــــــــوونه یه عمر نگات کنه...

اما...

نذار یه نگاه یه عمر دیــــــــــــــوونت کنه...!



 “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد …

تو می دانی آن ها که از چشم می افتند دقیقا کجا می افتند ؟
چندیست دنبال خودم می گردم …

 

چقــدر دلتنــگ حضــورت هستــم!

کــاش تصــویــرت، نفــس مــی کشیــد...

کوچک که بودم ترس بزرگ من ، سیاهی بود …
حالا که بزرگ شده ام از کوچکی ام در سیاهی چشمانت میترسم !

به من گفتی “تو سخترین لحظه ها کنارتم”
دریغ از اینکه سخت ترین لحظه ها رو خودت برام رقم زدی !!!

تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار؛ زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه “تویی”

من که به هیچ دردی نمیخورم …
این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …

دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش

 

کـاش مـی فـهـمیـدی ....

قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی:

بـمان...

نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛

و آرام بـگویـى:

هـر طور راحـتـى ... !

به من گفت برو گورِت رو گم کن …
و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !!!
کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
“زبانم لال !”

جــاے خالے اتـــ رآ
بــآ فـــرض پُر کرده ام…
حـــرآمــشــ بـــآد آنکه پُر کـَــرد جاے مــرا

دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم

لحظه قشنگیه وقتی که یواشکی برگردی تا بتونی عشقتو نگاه کنی ،
بعد ببینی که اون ، دستاشو گذاشته زیر چونه اش و زل زده بهت....

 

“ مـنـے” که . .
کـنـارش “ تـــــــــو ” نـبـاشـد . .
بـزرگـتـریـن پـارادوکـس دنـیـاسـت .../

نه بهار با هیچ اردیبهشتی ,

نه تابستان با هیچ شهریوری ,

ونه زمستان با هیچ اسفندی ,

اندازه پـایـیز به مذاق خیـابـانها خــــوش نیـامــد ,

پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست ...

 

در نمایشکاه سنک های قیمتی,
 جای دلت خالی بود...

شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
خودمانی بگویم ؛
به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی ...

دلم احساس غم دارد...
در این انبوه ویرانی...
کمی تا قسمتی ابری...

وشاید باز بارانی.../

خودتــان را در قلـــب هیچ آدمی نچپانید جـــا نمی شوید (!) چـــــــروک می شـــوید فقـــــط . . .

 

رخت عاشقی ات را
به کدامین
اویز اویخته ای ؟ ؟
مدتهاست
که من
اینجا
در استانه عبور تو
عریانم.


آدم خـــودشـــم بـــخواد فـــراموش کـــنه . . . یـــادگــــاری هــا و خــاطــره ها نمــــیذارن . . .

 

راستش را بخواهی
فاجعه ی رفتن “او”
چیزی را تکان نداد…
من هنوز هم چای میخورم
قدم میزنم
هستم!
اما
تلخ تر…
تنهاتر…
بی اعتمادتر…

شاید گمان می کند خطر سرطان ازعطر تو بر لباسم کمتر است...
 
این روزها وقتی بوی سیگار می دهم پدرم دیگر به من چشم غره نمیرود !!!
 
همیشه عاشق کسی باش که تو رو توی ساده ترین لباس به همه نشون میده و به همه میگه این دنیای منه

به چشمهایت بگو نگاهم نکنند

سرشان به کار خودشان باشد...

نه فکر کنی خجالت میکشم،نه

حواسم نیست عاشقت میشوم



 

 

/ 1534 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dariosh

che esme khafany dare vebet

ati

از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم آه ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام...

پریسا

سلام.وبت خیلی نازه اما سعی کن سبکترش کنی چون دیر آپ میشه.موفق باشی عزیزم.همیشه به وبم بیا

مریم

سهم من از آسمان تاریکی اش است... و از نور خورشید بر روی زمین،سایه های تیره... سهم من از آرزوهایم، حسرت داشتن هاست... و سهمم از داشتن تو،اندکی رویا ... من رویای تو را هر شب مرور می کنم

الیاس

خیلی وبت قشنگه اگه میشه به من هم سر بزن

الیاس

خیلی وبت قشنگه اگه میشه به من هم سر بزن

صبا

بیا این وبو ببین حتما[چشمک]

غسل

سلام وبت قشنگه بیا به وب من یه سر بزن

:)

سلام [لبخند] یخ فروش جهنم .... اسم زیبایی داره وبلاگتون ! امیدوارم موفق باشین ... به وبلاگ من هم سری بزنین خوشحال میشم ... ممنون [نیشخند]