تقدیم به فرنوش خانم گل دختری 13 ساله از تهران که هر روز کلی نظر برام میزاره

خــانــه بــاشـد طلــبـت ! ...
شـــانــه ی دوست کـجــاسـت !!؟
مــن دنبالِ همراهِ آخــرم میگردم
 
اونوقت اینا هی همراهِ اول رو تبلیغ میکنن ...!
 
تو بیا همـــراه اول و آخـــرم باش...!
 

 
مسواکت را برداشتی
حوله و لباس هایت را
همه را برداشتی
 جز من
چمدانت را بستی
دستگیره را در مشت کردی
و پرسیدی
 چیزی جا نگذاشته ام؟
چرا
غمِ رفتنت را جا گذاشته ای
و مرا

تو هم شده‌ای انقلاب زندگی من...

حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ‌ دار شده ...

قبل از "تو".... بعد از "تو
آن کوچه ی بن بستـــ را .. یادت هست؟!! کــوچه قرارهایمان ...!

تا بیایی گلهای دیوار زن تنهای همسایه را پرپر میکردم ... 

الان خاطره پرپر میـکنـم دل پرپر میکـنـم ...

...و حالا میفهمم دلیل لبخند معنی دار زن تنهای همسایه را ... 

.. خیانت چشمان تو در کوچه ی بعدیــــــ ...!!!
 
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه مساله هاست...




 
/ 483 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
salehe

دیر سالی ست که در من جاریست عاشقی نقلی استمراری ست عشق را این غزل حافظ را می توان گفت مگر تکراریست به گمان تو و آیینه ی تو در من این شیفتگی بیماریست به یقین من و خشتی چون من باور آینه ات زنگاریست در چنین دغدغه های غمساز که همه زیر و بم اش بیزاری ست تو به بی دردی خود شنگی و من: شوقم این است که " دردم" کاریست

salehe

می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ یار را باور کنی می ر سد روزی که تنها در کنار قبر من شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

salehe

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

salehe

خداحافظ گل لادن تمام عاشقو باختن ببین غم گریه ها از عشق چه زندونی برام ساختن تو این شبای تو در تو خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهایی داره میریزه از هر سو خداحافظ گل پونه که بارونی نمیتونه تلسم بغض و برداره از این پاییز دیونه

salehe

می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ...!

salehe

بـرای ِ فرامـوش کردنـَـت ، هـر شـَب آرزوی ِ آلــزایمـر مـی کنـَم . خــوش بـه حــال ِ تــو ، کــه وقتــی " او " آمـــد ؛ بـدون ِ هیــچ دردِســَری ، فرامــوشـــَم کــَردی .

salehe

لمس کن لحظه های با هم بودن را لمس کن دوستی پرهیاهوی عاشقانه را لمس کن .... این خود لمس کردن است لمس کن آواز شیرین نسیم عشق را لمس کن نگاه منتظر عاشق را لمس کن ... لمس غریب واژه ما شدن عشق را شیرین تر از ترانه های عاشقانه رویای باهم بودن چرا با هم نبودنها ؟ چرا شکست دلها ؟ گاه به این حس تعلق داریم که تو جدا من هم جدا اما............................. عاشقانه این است که بگوییم حس لمس عشق ما... همیشه حس لمس تو با من ناب ترین غزل خاطره هاست. التماس دعا داداشــ جواد عزیزم... مر30 بابت کامنتای قشنگت... عیدت مبارک [قلب][گل][خداحافظ]

فاطمه

سلام. اولا که آپمممممممممممممممممم دوما قضیه رمز و عکس و اینا چیه؟! منم میخوام بدونم.............[گریه][گریه] ای وا راستی تفلدتونم مبالک انشاالله هزار سال به این سالها البته عمر با عزت و سرشار از یاد خدا....[قلب][لبخند][گل]

تنها

سلااااااام من مونا هستم لینکتون کردم و از آشناییتون خوشبختم شما هم منو بلینکین باتشکر تنها

maede

وقتــــے نـــــﮧ בستــــــے براےگرفتـטּ استَ نــــﮧ آغوشـــــے برای گریــــﮧ نــــﮧ شانــــﮧای براے تکیــــﮧ انــتــظــــار نـבاشتــــﮧ باشَ خنـבه‌ام واقعـــــے باشـב ایــטּ روز‌ها فقط زنـבه‌ام تـــا בیگراטּ زنـבگـــــے کننـב !!