داستان کوتاهی از زرنگی یک خانم

یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن.
وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:

- ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده!
- آه چه جالب، شما یه مرد هستید!
مرد با تعجب میگه:
- بله، چطور مگه؟
- چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم!
- منظورتون چیه؟
- این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم!
مرد با هیجان زیادی میگه:
- اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه!
زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه:
- یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم!
- بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم!
زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن.
ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه:
- مگه شما نمینوشین؟
زن با شیطنت خاصی میگه:
- نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!!

/ 8 نظر / 21 بازدید
منا

گفتن نداره دیگه ولی خانوم ها همیشه زرنگن.

حنانه

سلام... همه مطالب عالییییییییی مخصوصا آهنگ وبلاگتون..... با اجازه تون بعضی از پستها رو کپی میکنم.[گل]

mahsa

man ax 2khtaro pesareto kheyli dus daram kheyli gashangan. be manam ar bezaniiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiin ha[چشمک]

ستاره جون

درسته بعضی از خانوما ازاین کارا زیادمیکنن ولی بعضیهاهم خیلی بهترن ودلسوزتر..............[رویا]

منم!!!!!

هی هی هی خوشمان آمد[خنده]

ترانه

[لبخند][چشمک][فرشته][گل]سلام دوست خوبم امیدوارم دیده باشی جواب نظر قبلی تو خیلی اومدم وبلاگت باور کن باز نمی کردخوشحالم که درس شد بلاخره مرسی خیلی زیبا بود مطالبت خوشحالم درس شد