با کی صحبت میکنی؟

عمیق ترین درد زندگی
دل بستن
به کسی است
که بدانی
به تو تعلق ندارد.....!

پیدا کردنت...
مشکل میشود...!
وقتی میدانم...دیر زمانیست...
همرنگ جماعت شده ای...

دلتنگ یعنی
روبروی دریا ایستاده باشی و
خاطره ی یک خیابان خفه ات کند

 هی غریبه!
روی کسی دست گذاشتی
که همه دنیامه
بی وجدان
اینقدر راحت به او نگو
عــــزیــــزم...!!!

میخواهم امشب طعم شیرین خواب را از چشمهایت بگیرم
میخواهم فقط برای تو چشمهایم را
نذر باران کنم....

آنهایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند ....!

با زندگی قهر نکن! دنیا منت هیچ کس را نمی کشد...

زبان مشترکی داریم
با این همه
یکدیگر را نمی فهمیم

ما
باید
مثل غارنشین ها
تنها به علامت دست های مان
اکتفا می کردیم
آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی
میانمان جدایی نمی انداخت

 یکبار هم وقتی منتظرت نیستم .... به سراغم بیا..... بگذار خیالم غافلگیر شود ....

آنقدر خوب هستم،که ببخشمت... اما.. آنقدر احمق نیستم،که دوباره به تو اعتماد کنم...!!

حوصله خواندن ندارم
حوصله نوشتن هم ندارم
این همه دلتنگی نه با خواندن کم میشود نه با نوشتن
دلم آغوش گرم میخواهد!

ببخشد این مطلبم ادامه نداره چون وقت نداشتم .

/ 297 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
salehe

انسان یك تلاش است. او نه یك « بودن » بلكه یك « شدن » است،یك جستجوست. این زیبایی انسان است، شكوه انسان و هدیه خداوند به انسان

salehe

مهم نیست که اگه چیزی را داشته باشی چه میکنی ؟! مهم این است با اینهایی که داری چه میتوانی بکنی ؟! گاهی لازم است تا آنچه را که داری دقیق تر بنگری شاید واقعا همانی باشد که میخواهی . . .

salehe

انعکاس یک قطره اشک بود در آینه وقتی چکید !... . . انتحارکرد آینه باران شد!... . . . دلم گذرگاه غم شد !… از صبرتو و تحمل من . . عشق را به چه سنگی محک میزنند!؟… . .

salehe

حرف هایت گویا سروش پرمهری است از دشت زیبای آرامش چون زورقی امیدبخش که بدان تکیه توان کرد در اقیانوس مواج و پر تلاطم زندگی حرف هایت دلنشین ترین نغمات موسیقایی است که بر گوش جان می نشیند و رها می کند مرا از اضطراب بی تو بودن... با من سخن بگوی ای بلبل خوش الحان باغ رویاهای من حرف هایت شنیدنی است...

salehe

دارمت دوست به حدی که خدا می داند این گفته فقط باد صبا می داند مهرت ای دوست زمانی ز دلم پاک شود که همه پیکر من زیر زمین خاک شود.[قلب]

salehe

ترجیحــــــــــــــ میدهمــــــــــ تنهایم رو فریــــــــــــــــــــــــــــاد بزنم تا اینکـــه کسانــــے با من باشندکه مجبور باشمــــــــــ کنار شــــ ـــــــــــــــان نقــــــ ـــــــش بودن را بازے کنمـــــــــــــــــــــ

salehe

كاش كه یكبار همسایه ما می شدی كاش در مكتب درس همپایه ما می شدی كاش می نشستیم روی به روی هم كاش در كلاس عشق همپایه ما می شدی كاش می دانستی ای دوست درد دلم را كاش كه یكبار هم كاسه ما می شدی كاش می فهمیدی معنی نگاه دزدانه ام را كاش كه یكبار هم ناله ما می شدی كاش می شنیدی گریه های شبانه ام را كاش كه یكبار همبازی ما می شدی كاش می شد و داغش نمی ماند بر دلم كاش كه یكبار هم خانه ما می شدی

salehe

دوست داشتن،ایستادن زیر بارون و با هم خیس شدن نیست دوستی آن است که یکی برای دیگری چتری شود و دیگری هیچگاه نفهمد چرا خیس نشد...

salehe

از دوری تو دلی پر از غم دارم وز غصه ی تو همواره ماتم دارم گر حق بدهد به من همه ملک وجود گویم که گل روی تو را کم دارم

salehe

از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم